محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
48
مجربات اكبرى ( فارسى )
نيل « 1 » كه مشهوراست ، بگيرند قسم اول و همچندان نگر كه چوب متعارف است ، بستانند و كوفته ، بيخته ، مقدار مرچ حب بندند و مسكوت و بيهوش را سه عدد ، بدهند با شيرهء ادرك سائيده و اگر از غايت بيهوشى فرو بردن نتواند ، آن را بسايند با شيرهء ادرك و بر بن دندان و كام و حلق بمالند كه به هوش آيد ، پس بخورانند . فصل اندر تدبير سهر ، يعنى ؛ بيدارى مفرط : افيون مقدار گرسنه ( كرسنه « 2 » ) يعنى ؛ موطهه ، بخورانند خواب آرد و بوئيدن افيون نيز مفيد است و خوردن بادام ، بر سبيل تنقل و خوردن خشخاش سود دارد و روغن بادام ، و روغن كدو در بينى چكانيدن و بر سر ماليدن نافع است و آب پياز سفيد و آب ادرك يك جا كرده بخورند خواب آرد و آبهاى مذكوره اگر حرارت باشد نتوان داد و هر دو آب تا دو توله ، هم توان داد و پوست خشخاش مقدار سه ماشه ، در آب تر كند ، چهار پاس و آن آب بنوشند و ثفل آن را كوفته بر تارك گذارند خواب آرد . حيله طوطكه : هر كه را خواب نيايد بايد كه كسى چراغ روشن كرده در بازار رود و بطريق جستن چيزى گم شده بجويد و هر گاه كسى بپرسد كه چه مىجوئى بگويد خواب مىجويم پس چراغ را همان زمان بكشد و برگشته به خانه آيد ، باذن الله مريض خواب كند .
--> ( 1 ) - نيل : نزد بعضى عبارت از وسمه است و ظاهر آن است كه غير او باشد و در كتم مذكور شد و ممكن است كه از يك جنس باشند و مستعمل هندى اوست و او برّى و بستانى مىباشد . نبات بستانى شبيه به كتان و ساقش سه شعبه و باريك و برگش شبيه به برگ كبر و تخمش ريزه مايل به سرخى مانند تخم خرنوب و از آن ريزهتر و برّى او مانند بستانى و با خشونت زياد و سياه تر از آن و بى تخم است و ديسقوريدوس و جالينوس فرمودهاند كه نباتش شبيه به نبات بارتنگ و بسيار سياه و ساقش زياده بر زرعى و برگ برّى او مانند برگ كاهو و پر شاخ و شاخ او مايل به سرخى و در اطراف او غلافهايى مانند زبان و در آن تخمهاى ريزه مىباشد . ( تحفه ) ( 2 ) - كرسنه : اسم عجمى نوعى از جلبان است و به فارسى گاودانه ، نامند و به عربى حبّ البقر گويند و آن دانهايست مدوّر قريب به نخودى و تيره رنگ مايل به سرخى و تلخى و تندى و غير مأكول است . ( تحفه )